Friday, December 15, 2006

تعطيلات آخر سال ميلادی برای يک هفته به کوبا می​رويم. از اين تورهای يک هفته​ای که شامل همه​ی هزينه​ها است (هر چی خواستی بخور، هر چی خواستی بنوش و همه​ی برنامه​های هنری و ورزشی و تفريحی). مقصدمان يک مجتمع تفريحی در جزيره​ای کوچک در شمال کوبا است که ساحل و دريای بسيار زيبايی دارد. جالبه که از هوای سرد کانادا به کوبا می​رويم که هوای گرم و مناسبی دارد. امروز دمای هوای آنجا را چک کردم ۳۰ درجه​ی سانتيگراد بالای صفر است و مناسب برای شنا و غواصی. مثل اينه که در نيمه​ی زمستان از تهران به کيش سفر کنيد (البته ناگفته پيداست که اين موقع سال معمولا هوای تورنتو بسيار سردتر از تهران است!).
می​خواهيم يک هفته همه چيز را فراموش کنيم و تنها به خوشگذرانی بپردازيم! آدم گاهی نياز داره که چند روز خودشو رها کنه و نگران هيچی نباشه. کريسمس را آنجا خواهيم بود ولی برای شب سال نو برمی​گرديم. به موقع برمی​گرديم تا ميهمانی شب سال نو با دوستانمان را هم از دست ندهيم!
برای همه​ی دوستان روزهای خوبی را آرزو می​کنيم.

نظر_

..........................................................................................................................................

Tuesday, November 28, 2006

خوشبختانه برخلاف پيش​بينی​ام تا اينجا هوا چندان سرد نشده و تحمل کردنی است. سال پيش در چنين روزهايی برف سنگينی باريده بود ولی امسال هنوز خبری نيست. فردا قراره دمای هوا به چهارده درجه بالای صفر برسه که برای اين موقع سال خيلی گرم و مناسبه! :)

نظر_

..........................................................................................................................................

Saturday, November 04, 2006

پس از مدت​ها گذارم به وبلاگ جناب آقای پدر وبلاگ​نويسی فارسی افتاد. چشمم به يکی از نوشته​ها افتاد. نام یک کاريکاتوريست سرشناس ايرانی را در آن ديدم و کنجکاو شدم آن را بخوانم:
" تقدیم به برادر مومن ... به مناسبت پایان ماه رمضان و سالگرد تولدش". لینکی است به یک آگهی...
آیا چنین نوشته​ای برای جناب پدر وبلاگ​​نويسی شرم​آور نیست!؟ با داشتن چنین پدری نمی​دانم چه آرزوی برای وبلاگ​نویسی فارسی باید کرد!
کنجکاو می​شوم و به وبلاگ جناب کاریکاتوریست سر می​زنم. نخستین نوشته​ای که می​خوانم داستان "شیر سماور، اگزوز خاور، تقدیم به داور مسابقه ..." است! با سرزدن به دیگر نوشته​های دو طرف می​بینم که این قصه سر دراز دارد. چه بسیار کسان دیگر نیز آتش بیار معرکه هستند و برای یک طرف هورا می​کشند. بازار تهمت​ و توهین داغ است.
شرم​آور است که در دریای بیکران اینترنت نیز جا برای برخی تنگ است و با پا روی سر دیگران گذاشتن می​خواهند بالا بروند. شاید خود را مرکز دنیا دانستن و تخریب دیگران بخشی از فرهنگ ما باشد. کاش می​شد که مهربان​تر باشیم و یاد بگیریم که به تفاوت​ها احترام بگذاریم.

نظر_

..........................................................................................................................................

Tuesday, October 24, 2006

برای او می​نويسم که عشقش سراسر وجودم را پر کرده است.
برای او که مهربانی​اش گرمابخش روزهای زندگی​ام است.
برای او که آغوش گرمش آرامش تن و روانم است.
برای او که هميشه همراه و همگام من است.
ميشولک جان دوستت دارم، هزار و بيست و دوازده تا!

نظر_

..........................................................................................................................................

Monday, October 16, 2006

می​گن: "سالی که نکوست از بهارش پيداست". من می​گم: "زمستانی که سرد است از پاييزش پيداست".
هفته​ی پيش در ماه آغازين پاييز در تورنتو برف باريد! البته زمان بارش بسيار کوتاه بود و ردی از آن باقی نماند ولی در منطقه​ی آبشار نياگارا که پايين​تر از تورنتو است و در جنوب درياچه​ی اونتاريو قرار دارد حسابی برف باريد.
فکر کنم اين زمستان خدا بايد به دادمان برسد!

نظر_

..........................................................................................................................................

Thursday, September 21, 2006

روز جهانی صلح را به مردم مهربان، مهمان​نواز، خوش​مشرب و صلح​دوست ايران شادباش می​گويم. اميدوارم روزی برسد که مردم ايران همانگونه که هستند به دنيا شناسانده شوند.

نظر_

..........................................................................................................................................

Saturday, August 05, 2006

چند روزی است که مامان و بابای ميشولک برای ديدنمان به تورنتو آمده​اند. حسابی ذوق​زده شده​ايم و زندگيمان پر جنب و جوش​تر و هيجان​انگيزتر شده است. برنامه​ريزی زيادی کرده​ايم که چه کارهايی به همراهشان انجام دهيم. از رفتن به کنسرت و سينما و جشنواره​ها گرفته تا سفر به مونترال و کنار دريا و آبشار نياگارا و پارک​های جنگلی. دو ماه خوش و شادی خواهيم داشت. البته سرمان هم شلوغ است و از سر کار به خانه برنگشته دوباره به همراهشان پی ديدنی​ها می​رويم! :)

نظر_

..........................................................................................................................................

Monday, July 31, 2006

برای تماشای مسابقه​ی فينال جام جهانی به محله​ی ايتاليايی​ها رفته بوديم. مسابقه را همراه با گروهی دختر و پسر بيشتر ايتاليايی و در فضای آزاد ديديم. هنگامی که بازی را گروهی تماشا می​کنيد هيجان بيشتری دارد. با هر حرکت بازيکنان، تماشاگران نيز واکنش نشان می​دهند. پس از پايان بازی هم که غوغايی به پا شد و مردم تمام شهر را روی سرشان گذاشتند! شمار ايتاليايی​های تورنتو چشمگير است و اين احساس را برای ما پيش آورده بود که انگار در يکی از شهرهای ايتاليا هستيم و جشن قهرمانی برپاست!
تا توانستيم از شادی و جشن و پايکوبی مردم عکس و فيلم گرفتيم.

نظر_

..........................................................................................................................................

Tuesday, July 04, 2006

آرژانتین بدشانسی آورد و نتوانست آلمان را ببرد ولی ایتالیا حسابی خدمت آلمان رسید!
هر چند من دوستدار تیم آرژانتین هستم و پیروزی ایتالیا درد زیادی از من دوا نکرد!

نظر_

..........................................................................................................................................

Thursday, June 29, 2006

دلم می‌خواهد که فردا تیم فوتبال آرژانتین جلوی چشم همه‌ی تماشاچیان آلمانی تیم آلمان را ببرد و پوزه‌ی این آلمانی‌های مغرور را به خاک بمالد! البته آرژانتین در این زمینه سابقه دارد و این بلا را در سال ۱۹۹۰ سر تیم ایتالیا آورده است.

نظر_

..........................................................................................................................................

Wednesday, May 31, 2006

چند روز است که سرگرم ریشه‌کن کردن علف‌های هرز باغچه هستم. در مدتی که سرگرم اسباب‌کشی و کارهای پیامد آن بودیم به کلی حیاط را فراموش کرده بودیم. این فراموشی به علف‌ها فرصت خوبی داده بود که تمام باغچه را پر کنند. البته باغچه‌مان جز چمن گیاه دیگری ندارد. چند روز پیش دیدم که علف‌های هرز آنچنان زیاد شده‌اند که کم و بیش دیگر چمنی دیده نمی‌شود! همین بود که مبارزه آغاز شد! در این چند روز به اندازه‌ی یک کیسه‌ی بزرگ علف هرز کنده‌ام. حالا دوباره چمن‌های سبز و زیبا پدیدار شده‌اند. البته همه جای باغچه پر از سوراخ‌های کوچک جای ریشه‌ی علف‌ها است. ماشین چمن‌زن هم خریده‌ام و این آخر هفته برنامه‌ دارم که چمن‌ها را کوتاه کنم و ریخت آبرومندی به حیاط بدهم.
باغبانی از کارهای سرگرم کننده و آرامش بخش است. میشولک هم چند جور تخم گل خریده و می‌خواهد گوشه‌ای از حیاط را گلکاری کند.
پریروز پس از تمیز کردن بخشی از باغچه، هنگامی که از داخل خانه به حیاط نگاه می‌کردم، یک صحنه‌ی زیبا دیدم. یک خرگوش وحشی زیبا از زیر پرچین‌ها گذشته و وارد حیاط شده بود و داشت با عجله علف‌های مورد پسندش را می‌خورد.

نظر_

..........................................................................................................................................

Friday, April 28, 2006

چند هفته‌ی پرکار و دشواری را سپری کرده‌ایم. سه هفته پیش به خانه تازه‌مان اسباب‌کشی کردیم. پس از آن هر روزمان به باز کردن کارتن‌ها و چیدن وسایل و خریدن چیزهای مورد نیاز گذشت. به این همه دردسر اگر کار تمام‌وقت هردویمان را هم بیافزایید، دستتان می‌آید که چه اندازه گرفتار بوده‌ایم!
هر شب تا نیمه شب در حال بدو بدو هستیم. خوشبختانه کم‌کم خانه‌مان دارد ریخت خوبی پیدا می‌کند. برآورد من این است که تا آخر هفته‌ی آینده زندگیمان روی روال خواهد افتاد. چیدن و مرتب کردن خانه نو با همه‌ی سختی‌هایش خوشایند و جالب است. اینکه تصمیم بگیریم وسایلمان را چگونه بچینیم و چه چیزهایی بخریم، برای میشولک و من سرگرمی دلپذیری بوده و هست.

پ.ن. گفتم اسباب‌کشی نکته‌ی بامزه‌ای یادم افتاد. افغان‌ها بجای اسباب‌کشی واژه‌ی "جاکشی" را بکار می‌برند! یکی از دوستانم یک همکار افغانی دارد. یک روز این آقا به دوستم گفتم بود که امروز خیلی خسته‌ام. دیشب با زنم تا نیمه شب داشتیم جاکشی می‌کردیم! :)

نظر_

..........................................................................................................................................

Thursday, March 16, 2006

فرا رسیدن خجسته نوروز باستانی را پیشاپیش به دوستان گرامی شادباش می‌گویم. برای همه‌ی دوستان و آشنایان ارجمند آرزوی خوشی و شادکامی دارم. امیدوارم که سال نو سالی خوب برای مردم مهربان و خونگرم کشورمان ایران باشد.

نظر_

..........................................................................................................................................

Wednesday, February 08, 2006

مدتی است که به خاطر کارم مجبورم روزانه بيش از دويست و بيست کيلومتر (رفت و برگشت) رانندگی کنم. گذشته از هزينه​ی بنزين و استهلاک ماشين، مشکل رانندگی در هوای برفی نيز دارم. خوشبختانه امسال زمستان ملايمی داريم و مشکل چندانی تاکنون در جاده نداشته​ام. ژانويه​ی گذشته گرم​ترين ژانويه در صد سال گذشته بوده است!
اگر هوا دو هفته ديگر ياری کند برای من بس است چرا که دارم کارم را عوض می​کنم. دو هفته ديگر کار تازه​ام آغاز می​شود و رانندگی روزانه​ام به يک چهارم ميزان کنونی کاهش پيدا می​کند.

نظر_

..........................................................................................................................................

Wednesday, January 11, 2006

..........................................................................................................................................

Friday, January 06, 2006

- اسراييل بايد از صحنه روزگار محو شود.
- اسراييل بايد به اروپا منتقل شود.
- نسل​کشی يهوديان (هولوکاست) افسانه است.
- اميدوارم خبر پيوستن شارون جنايتکار به اجدادش انشااله قطعی باشد.
ببينم يک سياستمدار دانا در ايران پيدا نمی​شود تا ترمز رييس جمهور خردمند (!) کشورمان را بکشد؟
به راستی کسی نيست که الفبای دیپلماسی و سياست را به ايشان ياد بدهد؟

نظر_

..........................................................................................................................................

Wednesday, January 04, 2006

تعطيلات کريسمس و سال نو به خوبی و خوشی به پايان رسيد. روزهای خاطره​انگيز و شادی را سپری کرديم. من ده روز تعطيل بودم که تمامش به خوشگذرانی گذشت. به همراه دوستان سفر چند روزه​ای به مونترال داشتيم. پس از آن هم چند تن از دوستان خوبمان به تورنتو آمدند. در آخر هم کنسرت اندی، شهرام شب​پره و ابی پايان خوبی برای همه​ی شادی​ها بود.

نظر_

..........................................................................................................................................

[Powered by Blogger]